تبليغاتX
برای چشم خاموشت
عشقی محدود شده را می بینم
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
با تو گفتم
از همه تنهایی ام، خستگی ام
با تو گفتم تا بدانی
با همه ناجیگری، بی ناجی ام
تو، سکوتت خنجریست
بر قلب من
و حضورت، مرهمی
بر زخم من
پس، باش
تا همیشه با من باش
حتی اگر خاموشی
+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 23:12  با صداقت  نجوا  | 

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.
 
تحقیقات گویای این مطلب میباشند:
  • %55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
  • %38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
  • فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند
3 مرحله عشق
روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.
مرحله 1: شهوت
این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.
مرحله 2: مجذوبیت
زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین
آدرنالین
مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.
دوپامین
یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!
نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.
سروتونین
و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.
آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟
در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.
با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.
عشق نیاز به ناپیدایی دارد
افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.
 
همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.
مرحله 3: تعلق
تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.
اکسیتوسین - هورمون نوازش
اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.
یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.
بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.
واسوپرسین
واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.
واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.
موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.
زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.
و در نهایت... چگونه عاشق شویم
  • شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
  • به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
  • سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند
+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 23:10  با صداقت  نجوا  | 

دردهای من جامه نیستند

تا ز تن دراورم

دردهای من نگفتنی     دردهای من نهفتنی است

دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست

درد مردم زمانه است

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که رنگ روی استینشان

جلد کهنه ی شناسنامه هایشان

                                                 درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم

لحظه های ساده ی سرودنم     

                                                دردمی کند

 انحنای روح من

شانه های خسته ی غرور من

تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است

کتف گریه های بی بهانه ام

بازوان حس شاعرانه ام              

                                   زخم خورده است

                                        

                                                                             زنده یاد قیصر امین پور         

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 23:1  با صداقت  نجوا  | 

اخر مگر نه اینکه باران بی امان زمستان

و افتاب بی ملاحظه ی تابستان

بر گورهای ما همان قدر با احترام قدم بر می دارند

که بر جنازه ی

گنجشکها

گرگها

گلابی ها

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 23:0  با صداقت  نجوا  | 

نبودی اگر تو

به چه درد می خوردند این همه ستاره در اسمان؟!

که می شمارمشان هر شب تا تو بیایی

نبودی اگر تو

بی شک من و ماه این همه به پای هم نمی پیچیدیم 

تا انی بیش از ان ما باشی

نبودی اگر تو

بی محابا بگویم

من منم که تو اینجایی

با این همه

نبودی اگر تو

من به گمانم خوشبخت تر بودم

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 22:57  با صداقت  نجوا  | 

ضرب المثلهای ژاپنی

اگر از کسی متنفری ، بگذار زنده بماند

 انسان از پیروزی چیزی را یاد نمی گیرد ولی از شکست خیلی چیزها را فرا می گیرد.

از زنان زیبا همچنان بپرهیزید که از فلفل سرخ هندی.

ضرب المثلهای عبری

1- اشک ها زبان دارند و معنایش فقط بر کسی که گریسته است روشن است

2- ارزش پدر پس از مرگش معلوم می شود و ارزش نمک پس از تمام شدن

3- اگر در رود خانه به سر می بری باید با تمساح دوست شوی

4- آیا بیماریهای شرین و دواهای خوشمزه وجود دارد؟؟

5- باران همسر زمین است

6- بدون زن ، خانه اقامتگاه شیطان بیش نیست

7- بچه پزشک ، از دوا می میرد نه از بیماری

 

ضرب المثل های اسپانیایی

 

1- زن مانند سایه است :اگر به دنبالش روی فرار می کند واگر از او
فرار کنی به دنبال می افتد

2- از کسی که گدا بوده گدایی مکن و پیش کسی هم که نوکر بوده خدمت مکن.

3- انسان باید به احمق و گاو نر راه بدهد

4- اگر ابلهان به بازار نمی رفتند کالای بنجل به فروش نمی رفت .

5- اگر می خواهی زیاد عمر کنی ، در جوانی پیر بشو.

6- ایتالیا جای مناسبی است برای به دنیا آمدن، فرانسه برای زندگانی کردن و اسپانیا برای مردن

7- اگر می خواهی شناخته شوی ، حرف بزن

8- اگر به زنی بگویی زیباست دیوانه می شود

9- از کسی که با چاقوی خود دست خود را می برد نترس

10- به زنی که ریش دارد از دور سلام کن

11- برای اینکه زندگی زناشویی آرام باشد شوهر باید کر وزن باید کور باشد.

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 22:54  با صداقت  نجوا  | 

مرا نهراسان

که من بارها و هزاران بار

بی شاهد و شناسنامه

از شادیهای کوچکم جدا شده ام

که بارها و بارها بی نام و نشان

اسناد تنهایی خویش را امضا کرده ام

بی جوهر و مرکبی

من چیزی برای هراس ندارم

وقتی رد پاهای تو تا اتاق اضطراب من امتداد می یابد

کسی که از دلاشوبه ی ظلمت می هراسانی

گیس بریده ای است که سهمش از عبور فصلها

تنها هاشور های درهم و سیاه است

                                                                                "صبا واصفی"

 

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 22:50  با صداقت  نجوا  | 

انگلیسی:
زن فقط یک چیز را پنهان نگاه می‌دارد آنهم چیزی است که نمی‌داند.

هلندی:
وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و دیوار می ریزد.

استونی:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقیر زن بگیر.

فرانسوی:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.

انتخاب زن و تربوز مشکل است.

بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشیده بود.

آلمانی:
کاری را که شیطان از عهده بر نیاید زن انجام می‌دهد.

وقتی زنی می‌میرد یک فقته از دنیا کم می‌شود.

کسی که زن ثروتمند بگیرد آزادی خود را فروخته است.

آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.

گریه زن، دزدانه خندیدن است.

یونانی:
شرهای سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

برای مردم مهم نیست که زن بگیرد یا نگیرد، زیرا در هر دو صورت پشیمان خواهد شد.

گرجی‌ها:
اسلحه زن اشک اوست.

ایتالیایی:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نیست.

زناشویی را ستایش کن اما زن نگیر.

زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.
+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 22:46  با صداقت  نجوا  | 

شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی
که روشنـــفکر را بزغاله خواندی


ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
در این خط جمله را بیــجا نشـاند

سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
به نان و آب مجــانی کشــاندی


از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی


سخن هایت ز حکمت دفــتری بود
چه کفتر ها از این دفتر پراندی


ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق
ز یادت رفت و زان پس لال ماندی


سخن از آسمان و ریسمان بود
دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی


چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
سلامـی هم به میــمون میرساندی

سیمین بهبهانی

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 22:41  با صداقت  نجوا  | 

سخن بزرگان درباره زن

یک زن چیزی جز شوهرش نمی خواهد ولی وقتی که به او رسید همه چیز می‌خواهد.”؟!"

زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می‌گویند تا در حفظ آن شریک باشند.”فئودور داستایوفسکی"


زنها مثل ماهی هستند. بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشکل است.”ولتر"


حرف زدن زیاد خانمها اعجاز و گوش کردن مردان کرامت است.”؟!"

اختلاف زن و مرد در این است که مردان همیشه آینده را می‌نگرنند و زنان گذشته را بخاطر می‌آورند.”؟!"


زن مخلوقی است که عمیق‌تر می‌بیند و مرد مخلوقی است که دورتر را می‌بیند. عالم برای مرد یک قلب است و قلب برای زن عالمی است.”گرابه"


زنهایی که سر پیری مقدس و مؤمن می‌شوند چیزی را به خدا تقدیم می کنند که از بخشیدن آن به شیطان شرم دارند.”؟!"


زبان زن به منزله شمشیر اوست. همیشه آن را بکار می‌برند تا زنگ نزند.”؟!"

چنین است طبیعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داری و چو دوستش نداری دوستت دارد.”میگوئل بوفلر"


زنها پنجاه برابر بیشتر به ازدواج اهمیت می‌دهند تا به منصب وزارت.”؟!"

زنان امیال خود را بهتر از مردان پنهان می‌کنند. اما مردان بهتر از زنان امیال خود را کنترل می‌کنند.”ریچارد استل

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 22:30  با صداقت  نجوا  | 

زندگی

کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد

وقلبها

 گرامی ترازآن هستندکه بشکنند.

فردا طلوع خواهد کرد

 حتی اگر نباشیم

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 10:11  با صداقت  نجوا  | 

کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي

 پيش از آنکه خوب نگاهش کني.

 پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ،

پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي

 مثل پروانه اي زيبا،

بال ميگيرد و دور مي شود ،

فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد

 و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد

در کنارش باشي

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 9:22  با صداقت  نجوا  | 

تمام مردمان دنيا به يك زبان سكوت مي كنند
+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 9:11  با صداقت  نجوا  | 

براي انسانهاي بزرگ بن بستی وجود ندارد

 چون بر اين باورند که:

يا راهی خواهم يافت يا راهی خواهم ساخت

+ زمزمه شده به 86/11/21ساعت 9:10  با صداقت  نجوا  | 

پرنده...
شلیک...
سقوط...
آزادی...!

+ زمزمه شده به 86/11/20ساعت 22:42  با صداقت  نجوا  | 

بر صندلی ها موریانه زده زندگی نشسته ام

و حساب می کنم...

۸ ساعت خندیده ام...

۸ ساعت گریسته ام ٫

و۸ ساعت خوابیده ام !

و روی تاریخ عمر٫ امروز را خط می زنم !


+ زمزمه شده به 86/11/20ساعت 22:38  با صداقت  نجوا  | 

مثل تو بودن با تو بودن کار من نیست
عاشق شدن در خود غنودن کار من نیست

ای کاش با غیر از تو من دلداده بودم
دل بردن از تو، دل ربودن کار من نیست

می بینمت اما غبارِ ترسِ چشمت
با اشک از چشمم زدودن کار من نیست

کار نگا هت بود، کار چشمهایت
با عشق بودن یا نبودن کار من نیست

با چشمهای خود مرا آواره کردی!
عاشق شدن عاشق نمودن کار من نیست

هرگز فراموشت نخواهم کرد زیبا
حالا که دیگر بی تو سودن کار من نیست

با واژه هایم راحتم بگذار و بُگذر
شاعر شدن از تو سرودن کار من نیست

احمد طلعت

+ زمزمه شده به 86/11/20ساعت 22:34  با صداقت  نجوا  | 

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشت
بی مقدس مریمی دنیا مسیحایی نداشت

بی تو ای شوق غزل‌آلوده‌ی شبهای من
لحظه‌ای حتی دلم با من هم‌آوایی نداشت

آنقدر خوبی که در چشمان تو گم می‌شوم
کاش چشمان تو هم اینقدر زیبایی نداشت!

این منم پنهانترین افسانه‌ی شبهای تو
آنکه در مهتاب باران شوقِ پیدایی نداشت

در گریز از خلوت شبهای بی‌پایان خود
بی تو اما خوابِ چشمم هیچ لالایی نداشت

خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم
زیر بارانِ نگاهت شعر معنایی نداشت

پشت دریاها اگر هم بود شهری هاله بود
قایقی می‌ساختم آنجا که دریایی نداشت

پشت پا می‌زد ولی هرگز نپرسیدم چرا
در پس نکامیم تقدیر جاپایی نداشت

شعرهایم می‌نوشتم دستهایم خسته بود
در شب بارانی‌ات یک قطره خوانایی نداشت

ماه شب هم خویش می‌آراست با تصویرِ ابر
صورت مهتابی‌ات هرگز خودآرایی نداشت

حرفهای رفتنت اینقدر پنهانی نبود
یا اگر هم بود ، حرفی از نمی ایی نداشت

عشق اگر دیروز روز از روز‌گارم محو بود
در پسِ امروز‌ها دیروز، فردایی نداشت

بی تواما صورت این عشق زیبایی نداشت
چشمهایت بس که زیبا بود زیبایی نداشت
+ زمزمه شده به 86/11/20ساعت 22:28  با صداقت  نجوا  | 

آنگاه كه زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد

 شاد بودن آسان است

 اما

ارزش انسان زماني آشكار مي گردد

كه در شرايط آشفته نيز

لبخند به لب

دارد

+ زمزمه شده به 86/11/20ساعت 20:15  با صداقت  نجوا  | 



When I look into your eyes

وقتی که به درون چشمان تو نگاه می کنم

I can see a love restrained

عشقی محدود شده را می بینم

But darlin' when I hold you

اما وقتی که تو را می گیرم


Don't you know I feel the same

آیا نمی دانی که من هم همانطور حس می کنم ؟

'Cause nothin' lasts forever

چون هیچ چیز تا ابد ادامه ندارد

And we both know hearts can change

و هر دوی ما می دانیم که قلبها می توانند تغییر کنند

And it's hard to hold a candle

و یک شمع نگه داشتن ، سخت است

In the cold November rain

در باران سرد نوامبر

We've been through this such a long long time

مدت زیادی با این بودیم

Just tryin' to kill the pain

فقط تلاش می کردیم که درد را بکشیم

But lovers always come and lovers always go

اما عاشقان همیشه می آیند و می روند

An no one's really sure who's lettin' go today

و هیچ کس واقعاً مطمئن نیست که امروز به چه کسی اجازه داده که برود

Walking away

اینکه راه رفته و برود

If we could take the time

اگر زمان را می گرفتیم

to lay it on the line

می توانستیم آن را روی ریسمانی بنشانیم

I could rest my head

می توانستم به سرم استراحت بدهم

Just knowin' that you were mine

با دانستن اینکه تو مال من هستی

So if you want to love me

اگر می خواهی که مرا دوست داشته باشی

Then darlin' don't refrain

پس خودت را نگیر

Or I'll just end up walkin'

وگرنه با راه رفتن من تمام خواهد شد

In the cold November rain

در باران سرد نوامبر

Do you need some time...on your own

به کمی زمان نیاز داری ؟ برای خودت

Do you need some time...all alone

به کمی زمان نیاز داری ؟ خودت تنها

Everybody needs some time...on their own

همه به کمی زمان نیاز دارند . برای خودشان

Don't you know you need some time...all alone

آیا می دانی که به کمی زمان احتیاج داری ؟ خودت تنها

I know it's hard to keep an open heart

می دانم که قلبی باز داشتن ، سخت است

When even friends seem out to harm you

وقتی که حتی به نظر می آید دوستانت هم به تو ضرر می زنند

But if you could heal a broken heart

اما اگر ، قلبی شکسته را خوب کنی

Wouldn't time be out to charm you

زمان حاضر می شود که تو را جذب کند

Sometimes I need some time...on myown

بعضی موقع ها به کمی زمان احتیاج پیدا خواهم کرد . خودم تنها

Sometimes I need some time...all alone

بعضی موقع ها به کمی زمان احتیاج پیدا خواهم کرد . خودم تنها

Everybody needs some time...on their own

همه به کمی زمان نیاز دارند . خودشان تنها

Don't you know you need some time...all alone

آیا می دانی که به کمی زمان احتیاج داری ؟ خودت تنها

And when your fears subside

وقتی که ترس هایت فرو نشستند

And shadows still remain

و وقتی که سایه ها هنوز هم وجود داشته باشند

I know that you can love me

می دانم که خواهی توانست که مرا دوست داشته باشی

When there's no one left to blame

وقتی که دیگر کسی نیست که متهم شود

+ زمزمه شده به 86/11/20ساعت 19:57  با صداقت  نجوا  | 

 زاهد ظاهرپرست
از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
 بر در میخانه رفتن
کار یکرنگان بود
خودفروشان را به کوی می فروشانراه نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است
 ورنه لطف شیخ و زاهد
گاه هست و گاه نیست
+ زمزمه شده به 86/11/20ساعت 8:39  با صداقت  نجوا  | 

در خوابم.
فکر می کردم در بیداری ام
اما در خوابم بیدارم.
می خواهم بیدار شوم از این بیداریِ در خواب
و به بیداریِ در بیداری دست پیدا کنم،
به بیداریِ بی خواب
به بیداریی که من را به ادراک رنگ حقیقت نائل کند
پس کی بیدار خواهم شد از این بیداریِ در خواب؟
پاسخم را بده
بگو من تا کجا باید بروم؟
بگو چه کنم تا این بیداریِ در خواب چون کابوس سپری نشود؟
من تا کی......
+ زمزمه شده به 86/11/15ساعت 10:24  با صداقت  نجوا  |