تبليغاتX
برای چشم خاموشت
عشقی محدود شده را می بینم

 

 

 

چرا در دلم جز غم يار نيست

 چرا هيچ کس يار غمخوار نيست

چرا در خفای دل عاشقان

 هميشه بجز مهر اغيار نيست

چرا عاشقی گر که پيمان شکست

 مجازات او جز سر دار نيست

چرا هر چه گشتم که گويم غمم

 در اين ورطه يک سر نگه دار نيست

چرا مردمان قلبهاشان همه

 بجز تلی از خاره و خار نيست

چرا هر چه ناليدم از ناکسان

 کسي حرف من را خريدار نيست

 

 

 

بقلم دوست مهربانم: رویای نیمه شب

 

 

 

+ زمزمه شده به 86/12/05ساعت 12:30  با صداقت  نجوا  |