تبليغاتX
برای چشم خاموشت
عشقی محدود شده را می بینم
براي من كه در بندم چه اندوه آوري اي تن
فراز وحشتِ داري فرود خنجري اي تن
غم آزادگي دارم به تن دلبستگي تا كي
به من بخشيده دلسنگي شكستن‌هاي پي در پي

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

چرا تن زنده و عاشق كنار مرگ فرسودن
چرا دلتنگ آزادي گرفتار قفس بودن
قفس بشكن كه بيزارم از آب و دانه در زندان
خوشا پرواز ما حتي به باغ خشك بي‌باران

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

در آوار شب و دشنه چكد از قلب من خوناب
كه مي‌بينم من عاشق چه ماري خفته در محراب
خوشا از بند تن رستن پي آزادي انسان
نمي‌ترسم من از بخشش كه اينك سر كه اينك جان

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

اگر پيرم اگر بُرنا اگر بُرناي دل پيرم
به راه خيل جان بركف كه مي‌ميرند مي‌ميرم
اگر سرخورده از خويشم من مغرور دشمن شاد
براي فتح شهر خون تو را كم دارم اي فرياد

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

در اين غوغاي مردم‌كُش
در اين شهر به خون خفتن
خوشا در چنگ شب مردن
ولي از مرگ شب گفتن

+ زمزمه شده به 87/10/26ساعت 9:5  با صداقت  نجوا  | 

نـمی دانــم پـس از مــرگم کسی یـادم کند یانه؟
بـــخــوانــد دفــتـر شعـرم، مرا شادم کند یا نه؟
مــنی کـــه بـــا امیــد لـطف یـزدان رفتم از دنیا
نــمی دانم که او گوشی به فریادم کند یا نه؟
هـــر آنکس را که در دنیا زخود رنجانده ام گاهی
نــمی دانـــم زبـنــد خــویـش آزادم کند یا نه؟
اگــر بــا تیـشه طـعـنـه بـشـد ویـران دلی از من
نــمی دانــم کــه آن ویــرانـــه آبادم کند یا نه؟
بـه نـاحـق گـر کـه خوردم مالی از طفل یتیم اینک
نمی دانـــم کــه بــا بـخشیدنم شادم کند یا نه؟
اگـرگــردیـد نیــلی صـورتی از سیلی و مُـشـتم
نــمی دانــم گــذ شــتــش خـانه آبادم کند یانه؟

اگـر گـاهی دل مــادر زخـود رنــجــانـده گرداندم
نـــمی دانــم کــه شیرش را حلالم میکند یانه؟
ز فـــرمان پــدر گاهی اگـــرپیــچیده ام سر را
نــمی دانــم کــه با بخشش زلالم می کند یانه؟
اگر حــقی بـه ناحق کرده ام در طول عمر خود
نــمی دانـم کـه صاحب حق خلاصم می کند یانه؟
اگــر گــامی بــه راه کــج نهادم ، پای درظـلمت
نــمی دانـــم کــه پا فکری به حالم می کند یانه؟
دروغــم گــر کــه فــردی را گــرفــتـار بلا گرداند
گــذ شــتـش آنــک آســوده خـیـالم می کند یا نه؟
دل جــاویـــد گــر رنـجـیـده شد از دست این و آن
نــمــی دانــم کـــه دل دور از ملالم می کند یا نه؟
+ زمزمه شده به 87/10/23ساعت 17:21  با صداقت  نجوا  |